قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4798
تاريخ الفي ( فارسى )
درگذشت و خود را به ولىنعمت خود رسانيد و از واقعات او را خبردار ساخت و او مستعد قتل سودون و مخالفت سلطان شد . و چون ملك تمور به مصر رسيد ، يلبغا ناصرى با جمعيت خود به استقبال رفت و به عادت قديم زمين بوسيد . چون جميع امرا جمع شدند ، سودون كه مىدانست كه قوت قتل يلبغا ندارد ، نيامد . ناصرى به ملك تمور گفت كه « گناه از اوست و الا با او صلح مىكنم . » و كس فرستاد كه البته مىبايد آمد . و سودون ناچار شده زره در زير قبا پوشيده آمد و چون از دروازه درون آمد ، قازان يرقشى « 1 » كه يلبغا مقرر كرده بود كه سودون را به قتل آورد دست بر كتف او زد و معلوم كرد كه زره پوشيده گفت كه « به منزل يلبغا به مهمانى آمدن و زره پوشيدن چه معنى دارد ؟ » فى الحال شمشير كشيده زخمى بر سودون زد و ديگر غلامان يلبغا كه آمده بودند ، در لحظه سودون را پارهپاره كردند و غلامان سودون نيز به قدر مقدور جنگ كردند اما اكثر كشته شدند و يلبغا حكم كرد كه جمعى از امرا را كه گمان سركشى به ايشان داشت ، گرفتند و خاطر از حلب جمع نموده كس به طلب منطاش فرستاد و او را طلب نمود . منطاش خوشحال شد و به او پيوست و يلبغا به غايت قوى شد . و اين خبر به ملك ظاهر رسيده به غايت سراسيمه شد و بعد از چند روز خبر رسيد كه امراى طرابلس بر نايب طرابلس خروج كرده او را به قتل آوردند و به يلبغا متفق شدند و ملك ظاهر ديگر طاقت نياورده امير ايتمش و امير جاركس [ را ] كه از امراى معتبر مصر بودند با لشكرى عظيم به دفع يلبغا نامزد كرد . و قرامحمد تركمان و ملك عيسى ماردينى به ملك ظاهر كتابات فرستادند و اظهار اتفاق و رخصت جنگ يلبغا طلب نمودند . در جواب نوازش بسيار و رخصت يافتند . و ديگر باره خبر رسيد كه جمعى از امراى شام به يلبغا [ 486 ب ] همراه شدند . مجمل آنكه محقق شد كه سوى قلعهء بعلبك و قلعهء شام و قلعهء كرك نواحى حلب و شام به تصرف يلبغا درآمده و سولى بن دلغادر تركمان نيز با يلبغا متفق شده و برادرش ، خليل بن دلغادر با ملك ظاهر اتفاق داشت . و نسب تركمان ذوالقدر بر اين دو برادر منتهى مىشود و بعضى سولى سوط نوشتهاند ، و اللّه أعلم . و ملك ظاهر زر بسيار به لشكرى كه به حلب نامزد كرده بود داده ايشان را روانه كرد . ايشان قبل از آنكه يلبغا به شام آيد رسيدند و غلامان سلطانى كه در اين لشكر بودند با شاميان خوب سلوك نكرده ظلم بسيار كردند و نايب بعلبك نيز با يلبغا متفق شده و يلبغا متوجه شام
--> ( 1 ) . متن : فاران برعشى